سيد علي اكبر قرشي

23

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

« و قام معه بنوابيه يخضمون مال الله خضمة الابل نبتة الربيع » خ 3 ، 49 فرزندان پدرش با او چنان شروع به خوردن بيت المال كردند كه گوئى شتر ، علف نرم بهارى را مى خورد . ابان : وقت شى ء و اوّل شى ء در اقرب الموارد آمده : « ابّان الشى ء : حينه و اولّه » اين كلمه را امام صلوات الله عليه دو بار به كار برده است يكى در خطبهء 150 ، 208 كه دربارهء فتنه‌هاى آينده فرموده : « يا قوم هذا ابّان ورود كلّ موعود و دنو من طلعة ما لا تعرفون الا و انّ من ادركها منّا يسرى فيها بسراج منير . . . » به نظر ابن ميثم رحمه الله اين سخن اشاره به فتنه‌هائى است كه رسول خدا ص از آمدن آنها به حضرت خبر داده بود و به نظر ابن ابى الحديد اشاره به ظهور حضرت مهدى ع مى باشد ، يعنى : اى قوم اين روز وقت آمدن هر موعود و نزديك شدن به ظهور آنچه نمى دانيد مى باشد ولى اهل بيت من در آن فتنه با چراغ هدايت خواهند رفت ، ديگرى در خطبهء 18 ، 111 « و قدّم الخوف لاباّنه » ناگفته نماند : اين كلمه در صبحى صالح و ابن ابى الحديد « لا مانه » با « ميم » از مادهء امن آمده و در ابن ميثم و عبده « لابانه » نقل شده ولى ظاهرا نقل اول صحيح است كه ابن ابى الحديد لام آن را تعليل گرفته يعنى براى امان روز قيامت خوف دنيا را وسيله قرار داده است . أبهة : ( بضم همزه و فتح باء و هاء ) عظمت ، بهجت ، كبر و نخوة ، اين كلمه دو بار در « نهج » ديده مىشود ، امام عليه السلام در وصف دنيا فرموده : « كم من واثق بها قد فجعته و ذى طمأنينة اليها قد صرعته و ذى أبهّة قد جعلته حقيرا » خ 111 ، 165 ، يعنى چه بسا كسى كه به دنيا مطمئن بود كه به فاجعه گرفتارش كرد و چه بسا صاحب آرامش كه او را به زمين زد و چه بسا صاحب عظمت و تكبر كه خوارش نموده است . و به مالك اشتر مى نويسد : « و اذا احدث لك ما انت فيه من سلطانك ابهّة او مخيلة فانظر الى عظم ملك الله فوقك . . . » نامهء 53 ، 428 اگر حكومتت بزرگ بينى يا عجبى در تو به وجود آورد ، در بزرگى خدا كه بالاى سر توست بيانديش . اب : پدر جمع آن آباء است ، اين كلمه به شكل مفرد و جمع به طور مفصّل در « نهج » آمده است .